حسنعلى خان افشار
45
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
در ايام توقف اردوى كيهانپوى شاهنشاه فرشتهخوى در بروجرد بعضى از اهالى هرسين و نهاوند و كرمانشاهان از حاكم طايفه دلفان شكايتى عرضه داشتند . امناى دولت ابد مدت به نواب والى و الا حكمران لرستان و عربستان و بروجرد حكم فرمودند كه مفسدين و متمردين آن طايفه را به دست آورده مورد سياست نمايند . « 1 » با نگاهى به گزارشهاى وقايع نگاران رسمى و نيز با درنظرگرفتن درگيرىهاى طايفه دلفان با نيروهاى خانلر ميرزا كه سرانجام به نبرد سنگين طرهان و جايدر انجاميد ، به توان و خودسرى دلفان در شمال لرستان پىمىبريم . چنانكه برمىآيد رويدادهاى عمدهء اين بخش از لرستان به ستيز ديرين و گريزناپذير كوهنشينان با دشتنشينان محدود مىشود . دامنهء اقتدار و استقلال دلفان در قلمرو خود به گونهاى بود كه از آغاز روزگار شاه مرد تا پايان حكمرانى اردشير ميرزا - تا آنجا كه مىدانيم - هيچ سربازى پا به سرزمينشان نگذاشت و تشمالهاى اين طايفه خودسر و خودمختار سرگرم حكمرانى بودند . گرچه ممكن است آنها به هنگام گذر كوچ خود از كنار خرمآباد و درههاى صيمره با نيروهاى دولتى برخورد كرده باشند و با پرداخت ماليات سالانه ، به ظاهر ، اطاعت دولت را نيز پذيرفته باشند ، اما بس روشن است اين امر موقتى و زودگذر بوده است و آنها دستكم در سردسيرهاى شمال لرستان خودسرى كامل داشتهاند ، بهگونهاى كه بازتاب آن را در شكايت ياد شده به روشنى مىبينيم . حسنوند نيز از جملهء طايفههاى شمال لرستان است كه در رويدادهاى روزگار شاه مرد به ايفاى نقش پرداخته است و از نام تشمال آن ، موسى خان ، آگاهى داريم . آنچه كه پيدا است رخدادهاى مربوط به اين طايفه ، با توجه به جايگاه جغرافيايى آن ، نيز به كشمكش با دشتنشينان و نبرد با نيروهاى دولتى محدود مىشود . بهعنوان نمونه از يورش آنها به شهر بروجرد مىتوان ياد كرد كه به آن اشاره شد . چنانكه برمىآيد حسنوندها در اين روزگار با طايفه دلفان پيمان يگانگى و دوستى بستهاند ، زيرا در پيشآمدها پابهپاى همديگر شركت دارند و همكارى و هميارى آنان در نبرد طرهان و درگيرىهاى پس از آن بسيار چشمگير است .
--> ( 1 ) . هدايت ، روضة الصفا ، ج 10 ، ص 511 و نك : سپهر ، ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 65 .